جمعه 6 مهر 1397 - 20:28

واقعیت های ناگفته دکتر عریان درباره وضعیت دانشگاه یاسوج

دانشگاه یاسوج، علمی ترین نهاد کهگیلویه و بویراحمد، بر تپه ای در یاسوج در بلندترین نقطه شهر واقع شده است، اما جایگاه آن ممکن است، اکنون در بلندترین مرتبه قرار نداشته باشد، خبرنگار ایرنا مصاحبه ای با رئیس این دانشگاه پیرامون وضعیت کنونی و آینده آن انجام داده است.

به گزارش بویرنیوز، رئیس دانشگاه یاسوج معتقد است برای توسعه استان باید ابتدا دانشگاه توسعه یافته‌ای ایجاد کرد. دانشگاهی که دست کم 10 سال جلوتر از جامعه حرکت کند. برای ایجاد چنین دانشگاهی اول باید نیروی انسانی کارآمد جذب شود و سپس توسعه فیزیکی متناسب با نیازها صورت بگیرد. از نگاه احمد عریان جذب نیروی انسانی کارآمد و همچنین توسعه فیزیکی دانشگاه پیش شرط‌هایی دارد که در گذشته در این استان فراهم نشده و برای فراهم کردن آنها نیاز به یک اتفاق نظر و همدلی در سطح مدیران استانی و مطالبه گری در سطح ملی است.
برای شکل گیری این همدلی، مدیران باید باور کنند که مشکلات جامعه باید در دانشگاه و به صورت علمی و بنیادی حل شود تا توسعه دانشگاه هم در زمره دغدغه‌هایشان قرار گیرد.
دکتر عریان که شش ماهی از حضورش در این استان می‌گذرد معتقد است باید دانشگاه مادر را از حاشیه‌های معمول سیاسی و رسانه‌ای جدا کرد. ضرورت دارد حصارهایی که دانشگاه یاسوج را از جامعه جدا کرده فرو ریخته و تمرکز را بر آشتی دادن دانشگاه، جامعه و صنعت بگذارد و با اینکه خروجی این اقدام قابل توجه است، اما از نظر عریان هنوز تا نقطه مطلوب فاصله زیادی دارد و سه چهارسالی باید صبر کرد.
نگاه علمی و منطقی به مسائل سبب می‌شود دانشگاه از سایه شائبه‌های چپ و راست و طایفه گرایی های مرسوم خارج شود و پس از 3 دهه مشکلات این دانشگاه فارغ از هر حاشیه‌ای مطرح شود و واکاوی دلایل توسعه نیافتگی دانشگاه در اولویت قرار گیرد.
از نگاه رئیس دانشگاه یاسوج مشکلات این نهاد علمی زیاد است با این حال به آینده امیدوار است زیرا این استان ظرفیت‌هایی دارد که اگر استفاده شوند می‌تواند این دانشگاه را در سطح کشور منحصر به فرد کند. برای آنکه بدانیم دانشگاه یاسوج کجاست و چه آینده‌ای برای آن می‌توان متصور شد این گفت و گو را بخوانید.

شما پیش از اینکه به این استان بیایید چه تصوری از این دانشگاه داشتید؟
دانشگاه یاسوج را من دانشگاهی نیمه جوان می دانستم که بعد از انقلاب راه اندازی شده و دوره های تکامل را از دانشکده به مرکز آموزش عالی و دانشگاه گذرانده است. دانشگاهی که بافت جوانی دارد و بیشتر اساتید و اعضای هیات علمی آن جوان ،با انگیزه، با آرمانهای بلند ،پر از تلاش و دغدغه مند در راه بهتر شدن دانشگاه ، بخش و استان خودشان می دیدم.
فکر می کردم چون اینجا قبل از انقلاب دانشگاه نداشته همه مسئولان استان کمر همت بسته اند که کمک کنند تا یک دانشگاه توانمند ،پویا ، پیشرو با برداشتی به روز بسازند. دانشگاهی داشته باشند که در زمره بهترین دانشگاهها باشد.
از آنجایی که این دانشگاه و استان، منابع بسیار غنی مانند منابع طبیعی، گیاهان دارویی ، آب ، ورزشهای یخی و برفی و 23 درصد نفت و گاز کل کشور را داشت پس تصور می کردم این دانشگاه دارای آزمایشگاه های بزرگ و تجهیزات بروز در سطح دنیا باشد.

و واقعیت چه بود؟

ولی وقتی آمدم به تدریج متوجه شدم خیلی از زیرساختهایی که این دانشگاه باید داشته باشد مهیا نیست.

چرا؟

زیرا مدیران به بودجه ملی که به دانشگاه داده می‌شد قانع بودند و فکر می‌کردند با همان بودجه باید خود را اداره کنند و هیچ کس احساس مسئولیت نکرده که به این دانشگاه برسد و مشکلات آن را حل کند.

این مشکلاتی که از آن صحبت می‌کنید تجهیزات و فضای فیزیکی است یا نیروی انسانی؟

در واقع هر دو. در این دانشگاه امکان جذب افراد فاخر تقریباً سخت شده است. این دانشگاه حدود 240 نفر عضو هیات علمی دارد در صورتی که حتی یک نفر از این اساتید منزل سازمانی ندارند یا زمین نداده‌اند تا منزل بسازند.
در دانشگاهی که به این حداقل‌ها توجه نشود و شهرک دانشگاهی ندارد اساتید کم انگیزه می‌شوند. اگر این دانشگاه برای اساتید منزل می‌ساخت خیلی راحت می‌توانست از اساتید فاخر، توانمند و کار آمد دعوت کند اما حالا اگر بخواهیم یک برنده جایزه نوبل را به استان دعوت کنیم کجا باید این کار انجام شود؟ امکانات آزمایشگاهی نداریم. یعنی کسی از مسئولان فکر نکرده که بالاخره این دانشگاه اگر بخواهد پاسخگوی نیاز استان و کشور باشد باید آزمایشگاه‌های مجهزی داشته باشد.
باید تجهیزات‌های تک داشته باشد که حتی از کشورهای همسایه بیایند اینجا و کار خود را انجام دهند، همانطوری که ما نمونه‌ها را به سنگاپور، روسیه و چین می‌فرستیم.
تاکنون هیچ مسئولی دستگاه و تجهیزات به دانشگاه اضافه نکرده. هیچگونه ساخت و سازی در سطح آزمایشگاه، خوابگاه و دانشکده انجام نشده و تجهیزات و حتی مواد مصرفی هم خریداری نشده است. دانشگاه باید سالانه میلیاردها تومان مواد مصرفی بخرد.
دانشگاه جزیره‌ای بوده با اعتباراتی ناچیز که سالانه به آن تخصیص داده می شده و با همان هم می ساخته و بیشتراز آن نتوانسته رشد و توسعه پیدا کند.

آیا کاری از دست مدیران استان بر می آمده، که انجام نشده است؟
بله ! استانهای نفت خیز اعتباری به نام سه درصد دارند. این اعتبار برای رشد و توسعه زیربنایی این استانهاست. اما مگر زیربنای توسعه یک مملکت و استان رشد دانشگاه نیست! ؟مگر نباید مشکلات از طریق همفکری با دانشگاه و با شیوه های دانش بنیان حل شود!؟ خوب وقتی به این زیرساخت مهم یعنی دانشگاه توجه نشود ،چطور می توان مشکلات را برطرف کرد؟استانهای دیگر از سه درصد نفت خیلی به دانشگاه هایشان توجه داشته اند که دانشگاه های توانمندتری داشته باشند.
از همین اعتبارات نفت اگر چهار کار ماندگار مثل ساخت دانشگاه انجام می دادیم خیلی بهتر بود تا آن را تقسیم کنیم که به هر سازمان مثلا 500 میلیون تومان برسد. این اعتبارات خرد حاصل و خروجی مناسبی نخواهد داشت.
یا اگر در استان باغ گیاه شناسی ایجاد می شد می توانست علاوه بر زیرساخت علمی بستری برای رونق گردشگری و جذب محققان و دانشمندان و مردم عادی هم باشد.
یا بودجه ای به نام توازن استانی وجود دارد. این بودجه به برخی استانهای کمتر برخوردار داده می شود تا به لحاظ توسعه به استان های برخوردار کشور برسند.آیا می شود استان متوازنی داشت بدون اینکه دانشگاه متوازنی داشته باشیم!؟ باید این دانشگاه را متوازن می کردند و باید مبلغی از این اعتبارات برای بالا بردن سطح دانشگاه در نظر گرفته می شد.اما چند متر راه و ایجاد حمام برای روستاها و غیره ممکن است یک نفر را چند روزی خوشحال کند اما منجر به توسعه ملی نمی شود.
دانشگاه ها باید 10 سال از جامعه جلوتر باشند تا راه را نشان بدهند. باید چراغ هدایتگر باشند اما چنین اعتباری به دانشگاه تخصیص پیدا نکرده است این بدان معناست که استان خود را در رشد دانشگاه سهیم ندیده است.
یعنی در گذشته مدیران دانشگاه در جذب اعتبارات کم کاری کردند؟
منظور من این نبود که مدیران نگرفته اند. مدیران همان آب باریکه ای را که امکان آن بوده را از طریق سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور گرفته اند و گاهی با پیگیری و مذاکره چه بسا بیشتر هم گرفتند.ولی از ابتدا عددی که برای دانشگاه درنظر گرفته شد، کوچک بوده است.این ظرف اولیه به اندازه ای کوچک بوده که نتوانسته باعث رشد جهشی دانشگاه بشود.
من می گویم مدیران تراز اول استان بایستی دانشگاه را به عنوان مرجع می دانستند. و هرکجا دستشان می رسید و مقررات اجازه می داد به دانشگاه کمک می کردند.باید دانشگاه و توسعه آن به دغدغه مدیران تراز اول استان تبدیل می شد. و هر کجا می توانستند به دانشگاه به عنوان یک رکن پیشرفت به صورت ویژه توجه می کردند.

وقتی خود استان در تنگنای اعتبارات و پول است چطور انتظار حمایت از مدیران می توان داشت؟
لازم نیست مدیران همه مشکلات را با پول حل کنند. مثلا این دانشگاه جز معدود دانشگاه های دنیاست که یک متر زمین کشاورزی ندارد. مگر می توان دانشجو را بدون تجربه و کار عملی در زمین به مهندس کشاورزی تبدیل کرد! این که نیاز به اعتبار نداشت می شد از طریق منابع طبیعی و جهاد کشاورزی آن را حل کرد.
دو سفر هیات دولت به این استان آمده اند و تصویب شده که زمین در اختیار دانشگاه قرار گیرد و حتی جایی که باید زمین تحویل شود و وظایف هر کس هم در این زمینه تعریف شده اما انجام نشده است.
یا باید زمین 2 تا 3 هکتاری به دانشگاه می دادند تا برای اساتید خود شهرک دانشگاهی و منازل مسکونی بسازد.همین یک کار می دانید چه حسن بزرگی برای استان محسوب می شد؟
الان بسیاری از اساتید در شیراز اصفهان و خوزستان زندگی می کنند. باید شرایط را برای آنها مهیا می کردیم تا آسوده خاطر در یاسوج زندگی کنند. وقتی یک استاد دانشگاه در این شهر زندگی کند هم دغدغه های استان را لمس می کند و هم می تواند با خیالی آسوده تر برای دانشگاه وقت بگذارد. ما از این نظر هم صدمه دیدیم.
من فکر می کنم مدیران زحمت کشیدند و دنبال بودجه هم رفتند ولی این بودجه یک روال قانونی داشته و به ازای هر دانشجو سهم مشخصی به هر دانشگاه داده شده است و برای کم و زیاد کردن آن هم کاری نمی توانستند انجام دهند.

چطور می توان دانشگاه را از این بن بست خارج کرد؟
من فکر می کنم اگر این دانشگاه بخواهد رشد کند باید همه آن را ثروتی عظیم بدانند و کمک کنند تا دانشگاه و به تبع آن کل استان رشد کند. مگر می توان پروژه ای در استان بدون دانشگاه انجام داد!مگر در دنیا پروژه های تحقیقاتی با مشارکت صنعت و جامعه و دانشگاه انجام نمی شود!در حالی که در این استان کمتر سازمان و نهادی می بینید که دو مشاور دانشگاهی داشته باشد. اگر قرار است مسیر علمی را طی بکنیم کمیت ، کیفیت و بهره دهی مد نظرمان باشد، یک مشاور علمی و دانشمند خیلی بهتر می تواند کمک کند که هدف ها را انتخاب کنیم .که این موضوع هم مطرح نبوده است.

تبعات نگرشی که دانشگاه را به مشارکت دعوت نکرده چه بوده است؟
همین نگاه باعث شده دانشگاه 35 ساله یاسوج از دانشگاه دیگری به نام نوشیروانی بابل که شش سال هم جوانتر است عقب بیفتد. در حالی که آن دانشگاه از نظر تولید علم فاخر جز سه چهار دانشگاه برتر کشور می شود.

چه مسائلی در موفقیت آن دانشگاه دخیل بوده که جای آن را در این استان خالی می بینید؟
آنجا همه مسئولین و مدیران توجیه شده اند که دانشگاهی فاخر داشته باشند و همه دست به دست هم دادند که زیرساختهای این دانشگاه را درست کنند . از نظر آزمایشگاه ها، ساختمان اداری ، کلاس و سازمان مرکزی، تجهیزات و مواد مصرفی به دانشگاهشان رسیدند.تلاش کردند قطاری راه بیندازند که توانمندترین و علمی ترین افراد را جذب کنند .همین همدلی مردم و مسئولان و جامعه باعث شد خیرین آمدند و بخشی از مشکلات دانشگاه را حل کردند به دانشجویان بی بضاعت کمک کردند تا درس بخوانند.
بعد هم افراد علمی را جذب کردند .مهمترین علت توسعه این دانشگاه این است که از بین هشت دانشمند پر استناد کشور و جهان سه نفرشان در دانشگاه نوشیروانی بابل است.
مهمترین دلیل دیگر موفقیت این دانشگاه انتخاب هوشمند مدیران بوده است. یا وزارت علوم اینها را تصادفی انتخاب کرده و یا آگاهانه بوده است. اما خروجی مدیرانی بوده که برنامه ونگاه توسعه ای به دانشگاه داشتند . به گزین بودند و به هر صورت سعی کردند شاخص های دانشگاه را رشد بدهند به نحوی که در بعضی شاخص ها از دانشگاه صنعتی شریف و شیراز هم جلو افتادند.

دانشگاه یاسوج هم اساتید پر استناد و فاخری دارد؟
بله این دانشگاه هم دانشمندانی در تراز برتر دارد دانشمندانی که جزء یک درصد جهان اند و بین نیم درصد نداریم .

اگر زیرساختهای ما تکمیل می شد همین دانشمند برتر که جز یک درصد است بیشتر رشد می کرد اما در شرایطی که دانشمند ما هنوز در منزل اجاره ای زندگی می کند طبیعی است که ممکن است انگیزه خود را هم از دست بدهد. در حالی که اگر به این افراد رسیدگی و توجه می کردیم تعداد زیادی در زمره نیم درصد داشتیم که حالا نداریم.

الان چه کاری می توانیم انجام بدهیم؟ آیا باید با همان رویه گذشته ادامه داد؟
انگیزه نیاز دارد.تیمی نیاز داریم که همه باور کنند که می شود و می توان این دانشگاه و استان را رشد داد.باید همه همت کنند تا آن قصور و کمبودهایی که در سطح استان بوده را برطرف کنند.
مدیران باید کارهای تحقیقاتی ،مشاوره ها ، کارهای اجرایی ،آموزشهای کوتاه مدت و بلند مدت خود را به دانشگاه مادر استان واگذار کنند.نیروهایی که 20 سال قبل کارشناس شده اند حالا که دنیا در حال تغییر است نیاز به دوره های بازآموزی دارند و جامعه مدیریتی استان باید انجام این امور را در اختیار دانشگاه بگذارد این بهترین کمک به دانشگاه است.دانشگاه از این طریق سطح سواد و فهم جامعه را بالاتر می برد ضمن آنکه از نظر مالی وضع بهتری پیدا می کند که بتواند مشکلات خود را حل کند.باید ائمه جمعه، نماینده ولی فقیه، مدیران ارشد استان و خیرین برای کمک به دانشگاه کمر همت ببندند.

شما از تصمیمات سرنوشت ساز گذشتگان گفتید که دانشگاه را در موقعیت خاصی قرار داد که اساتید و حتی دانشجویان رغبت کمتری برای حضور در این استان داشتند خود شما چه تصمیمی برای آینده این دانشگاه دارید که انگیزه ها بالاتر برود؟
در گام اول پذیرش دانشجوی خارجی را در دستور کار قرار دادیم. بعد آیین نامه اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان برتر را تدوین کردیم و برای اجرا گذاشته ایم. رشته های مورد نیاز استان را نیز احصا کرده ایم و برخی رشته ها را اضافه کرده ایم و برای انتخاب اعضای هیات علمی شرایطی قرار داده ایم که کیفیت دانشگاه بالا برود.

چه شد تصمیم گرفتید دانشجوی خارجی پذیرش کنید و دانشجویان خارجی با چه معیاری انتخاب می شوند؟
ما برای پذیریش دانشجوی خارجی به وزارت علوم اعلام آمادگی کردیم. وزارتخانه مدیر کل دانشجویان خارجی وزارت و کارشناسان را فرستادند. امکانات ما را بررسی کردند با اعضای هیات علمی و اساتید جلسه ای داشتند و از نظر وزارت علوم آمادگی این استان بسیار ورای دانشگاه های دیگر است .در واقع در همه فاکتورها استان واجد شرایط بوده است.تعدادی از دانشجویان را وزارتخانه در اختیار استان قرار می دهد. و امیدواریم در آینده تعدادی مستقیم کاندیدا شوند که بیایند.ضمن اینکه همین حالا هم درخواستهایی داریم که مثلا می خواهند با اساتید خاصی کار کنند.

دانشگاه یاسوج چه قابلیت هایی دارد که برای یک دانشجوی خارجی جذاب باشد؟
این استان جذابیتهایی دارد که نسبت به استانهای کشوراگر بیشتر نباشد کمتر هم نیست.گیاهان دارویی، جنگل، دامداری، کوهستان، گردشگری طبیعی،محیط زیست، و نفت و گاز موضوعات بکراین استان است.
در دنیا ممکن است دانشجویی بخواهد انواع گیاهان دارویی را ببیند وقتی 30 درصد آن در این استان است پس کجا بهتر از اینجا.
خیلی از کشورها نفت و گاز و پتروشیمی ندارند بنابرین خیلی مهم است که دانشجو در دل صنعت نفت وگاز و در پالایشگاه کارورزی خود را بگذراند.
کسی که در زمینه ذخیره آب تحصیل می کند این استان جای خوبی برای انجام کار عملی است.
مثلا یک نفر می خواهد روی گونه های زنبور عسل تحقیق کند اینجا و در این استان حتی بدون گلخانه هم امکانپذیر است.
اما جاذبه های این استان فقط مربوط به طبیعت نیست. این استان علاوه بر آب و هوای خوب، مردم مهماندوست و سرزنده ای دارد.به غیر از مسکن در همه زمینه ها جز ارزانترین و با کیفیت ترین استان‌های کشور است.
شاید از نظر ما ساده باشد اما برای یک جامعه شناس کوچ از مبدأ تا مقصد خیلی جذاب است اینکه یک محقق بتواند پنج ماه با عشایر حرکت کند بسیار جذاب است
رشته‌ها، علما و اساتید با تجربه، سرزنده و جوانی داریم که در دنیا دانشجویان دوست دارند با این اساتید کلاس بگذرانند.

چه کنیم که این رشته‌ها به همان سرنوشت رشته کشاورزی دچار نشود؟
خداوند همه چیز به ما داده اما خودمان کمک نکردیم که از آنها استفاده کنیم. مگر ما دانشگاه را برای 5 تا 10 سال می‌خواهیم؛ دانشگاه برای قرنهاست باید دانشگاهمان قطب کشاورزی می‌شد. باید حداقل 200 هکتار برای ساخت و ساز دانشگاه می‌دادند. اما برای برون رفت از این تنگنا می‌توانیم از همین امروز زمینی در اختیار دانشگاه قرار دهیم که در آینده ساخت و سازها آنجا انجام شود یا هر چه خراب شد در آن محیط جدید ساخته شود.

شاید این ترس وجود دارد این دانشگاه هم به سرنوشت دانشگاه‌هایی مثل پیام نور و دانشگاه آزاد دچار شود که فضای فیزیکی وسیعی ایجاد کرده‌اند و حالا روی دستشان مانده است؟
تعدد مراکز دانشگاهی جزء اشتباهاتی بوده که درکشور و این استان رخ داده است. اما مگر ما درهر استان چند دانشگاه مادر داریم و مگر دانشگاه برای امروز و فرداست؟ تپه‌ای به دانشگاه داده‌اند که امکان توسعه ندارد. اینجا حداکثر برای یک دانشکده خیلی خوب بود. ما اگر بخواهیم فردا دانشکده نانو بزنیم کجا باید دایر شود. آیا در زمینه رشته‌های هنر این استان که خود مهد هنرهای دستی وهنرمند پرور بوده نباید بخشی از رشته‌های صنایع دستی را داشته باشد! برای گیاهان دارویی کجا باید زیر ساخت آماده کنیم؟
من به عنوان یک مجتهد دانشگاهی که 37 سال استاد دانشگاه بوده‌ام و در چندین دانشگاه مسئولیت اجرایی داشته‌ام می گویم اینجا از نظر فیزیکی مانعی است که جلوی رشد بیشتر دانشگاه را می‌گیرد زیرا نیرو و دانشجویی بیشتر از این نمی‌توان جذب کرد. رشته جدیدی نمی‌توان آورد. یک دانشگاه مادر در هر استان بیشتر نیست و آن یک دانشگاه باید توانمند باشد و رشته‌های متنوع داشته باشد و با این فضای فیزیکی و با 6300 دانشجو عملاً رشد این دانشگاه محدود است. و قرار هم نیست اینگونه بمانیم و درجا بزنیم. اگر الان دانشگاه چهل و یکم کشور و دانشگاه چهاردهم بین دانشگاه‌های جامع هستیم، اگر در جا بزنیم شرایطمان سخت‌تر می‌شود. دانشگاه باید توسعه بیابد و رشته‌های مورد نیاز استان را داشته باشد. اگر قرار است استان رشد کند باید اول دانشگاه رشد یافته‌ای داشته باشیم.

بورسیه دانشجویان با چه هدفی انجام شده است؟
برای اینکه دانشجوهایی با سطح علمی بالاتری وارد دانشگاه شوند پس مشوقهایی برای جذب دانشجویان با رتبه و امتیاز بالاتر قرار دادیم. شرایطی گذاشته‌ایم که دانشجویان و ورودیهای برتر در مقاطع مختلف بتوانند از امتیازهایی مثل کمک هزینه تحصیلی، اعزام به سمینارهای مختلف، ارائه مقاله و جوایز علمی، هزینه‌های تحقیقاتی و غیره برخوردار شوند.

در آینده پروسه انتخاب و جذب هیات علمی جدید چه تغییری خواهد کرد؟
دانشگاه در و دیوار و ساختمان نیست. اگر انسان فرهیخته و توانمند نداشته باشی فقط ساختمان است. پس زیربنای ساخت دانشگاه فاخر و توانمند، نیروی انسانی و بدنه هیات علمی توانمند است. ما در گذشته گاهی افرادی را به کارگرفتیم که این شاخص‌ها را نداشته‌اند.
اما امروز به مرحله‌ای رسیدیم که نیاز به اساتید درجه یک داریم. در دانشگاه تصویب شده در یاسوج و گچساران از دانشگاه‌های علمی‌تر نیرو جذب کنیم. علاوه بر این شرط معدل گذاشته‌ایم. زیرا به لحاظ کمی نیرو به حد کافی جذب کردیم الان برای ما مهم توسعه دانشگاه و توسعه علم است و برای این کار نیاز به نیروهای پیشران داریم.
قصد جذب هیات علمی جدید دارید؟
این دانشگاه رشته‌های جدید دارد که جذب نیرو دارند در سال حدود 20 هیات علمی جذب می‌کنیم.

چه برنامه‌ای برای دانشکده نفت و گاز گچساران دارید؟
این دانشکده با دلایلی پتانسیل زیادی برای رشد دارد مشروط به آنکه همه مسئولان کمک کنند. اگر وحدت و همدلی میان مسئولان باشد شاید بتواند ظرف 5 سال حتی دانشگاه مستقلی شود چه بسا از دانشگاه یاسوج هم استعداد بیشتری داشته باشد اما باید شاخص‌ها ارتقا یابد. با این حال من تا امروز این همت را ندیدم ونگرانم.
در گچساران با همین اعتبارات توازن و سه درصد می‌توانستند کل آن دانشگاه را بسازند.
باید دست کم از اعتبارات نفت 10 میلیارد تومان به دانشکده گچساران داده می‌شد تا خوابگاه و آزمایشگاه و سلف سرویس بسازد ولی تا امروز چنین اتفاقی نیفتاده و به نظرم این نگرش و این روند سرعت کار را کند و 5 سال را به 15 سال افزایش می‌دهد.
باید همه مسئولان استان و نمایندگان تلاش کنند تا دانشگاهی در خورشان مردم این استان ساخته شود چون گچساران شهرستان با اعتباری است. اگر قرار است گچساران شهرستان توسعه یافته‌ای شود اول باید دانشگاه خوبی داشته باشد.
دانشکده صنعت و معدن چرام چه می‌شود؟
معمول این است چیزی در حد قد و قواره دانشکده بسازیم. و بعد شروع به جذب دانشجو و هیات علمی کنیم. متاسفانه معمولاً این اشتباه فاحش را مرتکب می‌شویم و ابتدا دانشجو می‌گیریم. و الان این دانشکده هم همین وضعیت را دارد و فعلاً باید مراحلی را طی کند.

شما از بدو حضور در استان نشستهایی با مدیران دارید هدف شما و خروجی این نشستها چه بوده است؟
وقتی به این استان آمدم متوجه شدم دانشگاه از جامعه و سازمانها جدا شده است. ساختمانی قلعه مانند بالای تپه ساخته بودند. در حالی که دانشگاه باید در خدمت جامعه باشد و مشکلات جامعه را شناسایی و حل کند. فاصله مردم و جامعه خیلی زیاد بود.
در حالی که مشکلات جامعه باید وارد دانشگاه شده و ریشه یابی شود. دانشگاه تنها 8 قرارداد با صنعت داشت. روی این موضوع کار کردیم و تعداد این قراردادها به 30 مورد رسید گرچه معتقدم باید 200 برابر شود تا در حد قابل قبولی تلقی شود.
نشست‌ها را محدود به استان نکردیم و با وزارتخانه‌های مختلف جلساتی داشتیم امیدوارم تا چند سال آینده به نقطه بهتری برسیم. فضای خوبی هم ایجاد شده اما سه چهارسال تا رسیدن به ایده آل راه پیش روی ماست.

گفت و گو از: فاطمه رشیدی

لینک کوتاه : http://boyernews.com/?p=290323
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما