یکشنبه 5 آذر 1396 - 21:45

مهم ترین موانع توسعه در کهگیلویه و بویراحمد

عبدالخالق پادیاب

بویرنیوز – عبدالخالق پادیاب؛ رای توسعه یافتن معمولاً از یک فرایند گذار عبور می شود. وقتی می خواهیم از شرایط فعلی عبور کرده و به شرایط جدید برسیم، باید برخی ساختارها،ویران شوند و ساختارهای نو جایگزین کردند، عبور از این فرایند را « گذار » می نامند و این کار “توسعه اقتصادی”، “بدون توسعه وفرهنگی “امکان پذیر نخواهد بود.

می گویند : انسان برای شکوفایی استعدادهایش به ” سازمان ” نیاز دارد، و سازمان برای رسیدن به اهدافش ” به فرد “نیاز دارد و جامعه برای بالندگی اقتصادی – فرهنگی و سیاسی به  “فرد سازمان یافته “نیاز دارد .  وقتی سازمان عملکرد خوبی خواهد داشت که افراد خود را در “منافع آن” شریک بدانند. و مدیر با ایجاد روابط انسانی و نگاه سیستمی و “شخصیت -علمی – اجتماعی” مقبول، خود را سزاوار مدیریت  نشان دهد  به گونه ای که بیشتر کارکنان در محاورات خود به این مسأله اقرار نمایند.

می دانیم که فرهنگ و عقلانیت دو “همزاد تاریخی” بشر هستند، و این دو ضریب همبستگی کامل و مثبتی با توسعه دارند. اینکه چرا با وجود این همه سرمایه که در استان در اختیار قرار گرفته است و مدیران زیادی هم آمده اند و رفته اند اماکار بخوبی پیش نرفته است و رونق اقتصادی شکل نگرفته است؟ معمایی جالبی است که باید به آن پرداخته شود. شاید بتوان به دو گونه زیر پاسخ داد :

۱- یا خاک مهیا نیست، بذرها پاشیده می شوند، آبیاری می شوند،محافظت می گردند، اما جنس خاک به گونه ای است که بذرها را نابود می کند . در نتیجه جنس خاک باید تغیرکند.

۲- یا جنس خاک خوب است بذرها هم پاشیده می شوند، اما بخوبی محافظت نمی شوند،آبیاری نمی شوند ،و به موقع سم پاشی نمی شوند،در یابایدسبک انتخاب “اداره کنندگان” تغیر کندویا باید تحت اموزش ویژه قرار گیرند.

داستان عقلانیت، داستان بلندی است و قصه ما هم غمناک . چرا همه اش اسطوره سازی می کنیم؟ چرا قانون گریزیم و قانون ستیز؟ چرا کسی که خود باید قانون وضع کند و بشدت از قانون و اجرای آن مواظبت کند، خود قانون شکن می شود؟ چرا در ایجاد رفتارهای گروهی و همکاری های دسته جمعی ناتوانیم؟ چرا کارگاههای کوچک بهتر از از کارگاهها و کارخانجات بزرگ کار می کنند؟

چرا منفعت کوتاه مدت را بر منفعت بلند مدت ترجیح می دهیم؟ چرا آستانه تحمل ما پایین است؟ چرا وقتی توان مدیریت نداریم ، نه عذرخواهی می کنیم و نه کنار می رویم؟ چرا همه اش حرف می زنیم و کمتر اهل عمل هستیم؟

بنظر می رسد مشکل ما در توسعه در استان ” بحران عقلانیت وفوران احساس وتعصب” است. صاحبنظران در اینکه چه رفتاری عقلانی است، دیدگاه هستی شناسی را مطرح می کنند و سه رویکرد  مهم عقلانیت را “اخلاقی ” ، “منفعت انگارانه ” و “ابزار گرایانه ” می دانند.

در ” رویکرد اخلاقی ” ما زمانی عقلانی رفتار کرده ایم که در مورد هر مساله ”  بهترین کاری را که می توان انجام داد” ،را انجام دهیم. معیار بهترین کار نیز “اخلاق ” است، اما سؤال مهم این است که ” کار اخلاقی ” چیست؟

آیا کار نکردن ، بی مسئولیتی ،وجدان کاری نداشتن، کار مراجعین را انجام ندادن، تهمت ، بی قانونی، پارتی بازی و دروغ ،کار غیر اخلاقی است؟ اگر هست که حتماهست ،چرا جامعه و سیستم اداری برروی آن حساس نیست؟ کافی است تحقیقی در بین مردم انجام بگیرد تا ببینیم که مردم مسئولین را چقدرمدیرو راستگو می دانند؟

در رویکرد” منفعت انگارانه ” رفتار عقلانی، رفتاری است که متضمن منافع  باشد، در واقع نوعی رفتار محتاطانه است که بتواند زیان را دفع کند. این رویکرد آنقدر در جامعه و در بین سیستم مدیریتی ما جا دارد که نیاز به توضیح بیشتر ندارد . و در استان به جای آنکه منافع سازمان را در  بر بگیرد به منافع فرد توجه دارد. جا دارد که از کارمندان ادارات و سازمانها پرسیده شود که چقدر خود را در منافع سازمان متبوع شریک می دانند؟ و چقدر مدیر توانسته است ضمن دفاع از منافع سازمان و نه خود با “نگاه سیستمی” و” روابط انسانی” در میان همکاران خود مقبولیت و مشروعیت  ایجاد کند. چقدر در انتخاب یک مدیر به جایگاه علمی او و مقبولیت او در بین همکارانش توجه شده است؟

و اما در رویکرد “ابزار گرایانه عقلانیت” عقل ابزاری است که ما را در کشف بهترین راههای دست یابی به اهدافمان یاری می کند . عقل ابزاری است که باید آن را بکار بگیریم تا از سریع ترین، کم هزینه ترین، مطمئن ترین و اخلاقی ترین راه به اهداف مان برسیم.

شکی نیست که اگر از “عقل ابزاری” در مدیریت ها و برنامه ریزی ها استفاده می شد،حالا جایگاه استان ما این نبود. اینکه چقدر در طول مدیریت ها، برنامه داشته ایم و افراد را متناسب با برنامه انتخاب کرده ایم و نه برای افراد دنبال” پست” گشته ایم حدیث درازی است.

و اما در حوزه اقتصاد و در تحول و توسعه ، عقلانیت را به سه سطح تقسیم بندی می کنند، ” عقلانیت ابزاری”و”عقلانیت آیینی”و”عقلانیت معنی داری”، آنچه مورد نظر ، علوم اجتماعی و اقتصاد است سطح ” عقلانیت ابزاری”است . یعنی انتخاب بهترین ابزارها برای رسیدن به یک هدف مشخص مثلاً  قصداین است یک برنامه توسعه دو یا  چند ساله در استان اجرا شود. باید در میان افراد مختلف بررسی شودبا توجه به شاخص هامناسب ترین وتوانمندترین آنها، برای اجرای برنامه انتخاب شود.

سطح دوم عقلانیت در حوزه اقتصاد “عقلانیت آیینی”است ، به این مفهوم که ما هیجانها، آیین ها ، سنتها و قواعد اجتماعی را آزادانه انتخاب و مراعات نمایم. و این پذیرش و اجرا نبایداز روی اجبار باشد. بنابراین بسیاری از رفتارهای که ما با اجبار قانون و پلیس رعایت می کنیم، عقلانی نیستند. هر چند ممکن است بر اثر مرور زمان تبدیل به عادت شوند مثلاً وقتی مدیری در انتخاب افراد و استخدام انهاهمه موارد را در جهت منافع سازمان چینش می کند بدون اینکه ازدستگاههای نظارتی فرا دستی نگرانی داشته باشد، عقلانی رفتار کرده است اما اگر از  ترس دست به کاری قانونی بزند از روی اجبار بوده است.برای اینکه اهمیت این مساله را بدانیم کافی است یک لحظه فکر کنید اگردستگاههای نظارتی نباشند درسازمانها و ادارات چه اتفاقی می افتاد؟یا اگر پلیس راهنمایی و رانندگی نبود،آمد و شد ما در سطح شهر وجاده ها چگونه می بود؟

سطح سوم عقلانیت در حوزه اقتصاد و توسعه ” عقلانیت معنی داری”است که اساسی ترین سطح عقلانیت است. یعنی اینکه پیش از انجام هر کاری ، باید “معنی داریش”را سنجید.  اینکه بررسی شود که آیا انجام  این کار به شما و زندگی شما معنی می دهد یا نه ؟ مثلاً اگر عقلانیت معنی داری، ورود یک فرد  را به عرصه های مختلف زندگی توجیه نکند. زندگی فرد فلج می شود.  و نمی تواند هیچ تصمیمی بگیرد. بعد از آنکه فرد تصمیم به انجام عملی گرفت ،آنوقت باید براساس دو گونه عقل آییتی و ابرازی رفتار کند. در علم اقتصاد فرض می شود که نظم و قانون ،امنیت را برقرار می کند،استانداردها رعایت می شود، دادگستری بر اجرای درست قانون نظارت داردودر این شرایط است که عقل آیینی و عقل معنی داری مردم را بخوبی توجیه می کنندکه رفتار درست داشته باشند و احساس تعلق و معنی داری در زندگی بکنند.

بنظر می رسد در استان ودر حوزه توسعه به لایه های عقلانیت بایدتوجه ویژه گردد ،چون اگر یک لایه مختل باشد لایه های بعدی را نیز دچار اختلال می کند. اکنون شایدمهمترین کار،آن باشدکه استاندار و نمایندگان محترم به گونه ای رفتار کنند که برنامه ها و مدیران و رفتارها با هم تناسب داشته باشند.و برای انجام این کار ،بایدهمه ظرفیت ها لحاظ شود،و در آخر چشم ها راباید شست و جوری دیگر باید دید.

 عبدالخالق پادیاب عضو هیت علمی دانشگاه فرهنگیان

لینک کوتاه : http://boyernews.com/?p=261235
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما