شنبه 21 اسفند 1395 - 1:28

اصلاح طلبان و بحران زبانی

محمدعلی وکیلی – چند سالی است که چگونگی ارتباط با حاکمیت ،مساله اصلاح طلبان شده است. هر چند تبارشناسی این جناح سیاسی، در درون حاکمیت تعریف می شود و اصلاح طلبان از تبار جمهوری اسلامی به حساب می آیند اما به علل عدیده این جناح امروز گرفتار بحران ارتباط با حاکمیت است. در بامداد این بحران، اول بار دست آنان از حکومت کوتاه شد و رفته رفته این فاصله، زبانی شد…
هر چه بیشتر گذشت، ادبیات اصلاح طلبان از ادبیات حاکمیت دورتر شد. تا جایی که گاهی ادبیات و ترم های زبانی پاره ای از اصلاح طلبان پهلو به پهلوی اپوزیسیون هم زد.
هر چند که این زبان، نرم و سازگار بود و مرافقت از آن می بارید و خصمی در آن نبود اما
نشانه هایی از شکاف در آن وجود داشت. این گسست زبانی البته خطرناک است. چرا که امر زبانی می تواند ریشه اجتماعی بدواند. نمی توان منکر وزن سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان شد. این سرمایه در تمام این سال ها، بخشی از سرمایه نظام به حساب می آمد و می آید.
لذا اصلا مطلوب نیست که این سرمایه نظام، در این بحران زبانی، آسیب ببیند.از طرف دیگر این گفتمان، جز زیر چتر جمهوری اسلامی جای دیگری ندارد. تمام عناصر این گفتمان قابل تطبیق بر عناصر گفتمان جمهوری اسلامی است. در واقع اصلاح طلبان مدعی بودند و هستند که قرائت اصلاح طلبی از جمهوری اسلامی، سازگارترین قرائت از این گفتمان است. در تاریخ جمهوری اسلامی، از فجر انقلاب تا کنون گروه های زیادی به جمهوری اسلامی نزدیک می شدند و ادعای برادری و همدلی داشتند. اما همه آن گروه ها با کوچکترین برخورد و یا با ایجاد اولین شکاف با حاکمیت، بدون معطلی نشانه ها و دال های گفتمانی خود را متناسب اپوزیسیون تنظیم کردند. حتی در دوره ای گروه های «چپ» هم ساز همدلی با جمهوری اسلامی می زدند اما در اولین پیچ از مدار خارج شدند. به گمان من ؛ گفتمان آنان با هر قرائتی، «گفتمان غیر» جمهوری اسلامی تعریف می شد. اما گفتمان اصلاح طلبی، گفتمان متن و متن گفتمان جمهوری اسلامی است.به همین سبب است که بحران و سو تفاهم هشت ساله (از سال٨٨ تاکنون)، نتوانسته آنان را از مدار جمهوری اسلامی خارج کند. اصلاح طلبی اساسا ذیل جمهوری اسلامی معنا دارد. یعنی در واقع به جز تعلق و الفت قلبی رهبران و بدنه اصلاح طلب نسبت به نظام جمهوری اسلامی، اساسا خود گفتمان اصلاح طلبی نیز درگیر وچفت در شبکه گفتمان جمهوری اسلامی است. به عبارتی، بجز تعلق خاطر، ذهن و زبان اصلاح طلبان نیز محصور در جمهوری اسلامی است. لذا امکان خروج این جناح از نظام وجود ندارد. در حقیقت هر گاه کسی از نظام خارج شد پیش از آن حتما از دایره اصلاح طلبی نیز خارج شده است.
اما سوءتفاهم این سال ها، اصلاح طلبان را از متن به حاشیه جمهوری اسلامی رانده است. چند صباحی است که ادبیات این جناح با مختصات جمهوری اسلامی ناکوک افتاده و منشا شکاف زبانی شده است. رهبران اصلاح طلب دست به هر اقدامی می زنند هر چند دلسوزانه و با هدف ترمیم شکاف ها اما بر عمق سوتفاهم می افزاید.
این چالش زبانی البته مشکلات دیگری هم آفریده است. همین چندی پیش یکی از متنفذین اصولگرا اشاره به رد صلاحیت هایی کرد که به نظر او بی مورد بود. می توان حدس زد که او داشت به پاره ای از اصلاح طلبان اشاره می کرد. در واقع فاصله زبانی باعث شده در تضییع هایی اینچنینی، اصلاح طلبان نتوانند به رفع سوءتفاهم مبادرت ورزند و حق خود را بستانند. وقتی زبان از متن به حاشیه برود باید مراقب بود که اصل گفتمان از متن خارج نشود چرا که زبان می تواند جهان را تغییر دهد. به نظر می رسد باید آشتی و وفاق را در زبان جستجو کرد و سوتفاهم پیش آمده را در زبان حل کرد. لذا به گمان نگارنده مقدم بر ایده گفت و گوی ملی و وفاق ملی و …نیازمند اصلاح زبان و شیفت از ادبیات شبه اپوزیسیون به ادبیات متن جمهوری اسلامی هستیم . پارادایم اصلاح طلبی با مختصات جمهوری اسلامی سازگار است. عناصر گفتمان جمهوری اسلامی شامل «مشروعیت آفرینی رای مردم» و «اسلام سیاسی» و «دکترین ولایت فقیه» ، منطبق بر عناصر گفتمان اصلاح طلبی است. اما چند صباحی است که ادبیات رسمی و غیر رسمی جامعه اصلاح طلبی کمی زاویه انداخته است و باید این زاویه را از میان برداشت. این، کلید رفع سوتفاهم هاست.

نظرسنجی
لینک کوتاه : http://boyernews.com/?p=222117
به اشتراک بگذارید:
نظرات کاربران :

دیدگاه شما